خاک درمانی
اما هيچگاه به طور مستقيم به ما گفته نشده است که بقية بدن موجودات زنده را – جزء آب – خاك يا املاح آن تشكيل ميدهد. اگر بدن يك گاو نر بالغ یکهزار كيلوگرمي را با تمام اجزايش در يك كوره بدون اكسيژن بسوزانند نزديك به پنج كيلوگرم خاكستر از آن باقي ميماند كه تمامي آن املاح و عناصر سادهاي است كه به فراواني در خاك محل زندگي آن گاو يافت ميشود. بقية نهصد و نود و پنج كيلوگرم جرم آن موجود شامل مقدار زيادي آب، دي اكسيد كربن، اكسيدهاي نيتروژن، آهن، گوگرد و كلر است. اين امر در مورد ساير جانداران و از آن جمله انسان نيز صادق است. تا آنجائيكه در ادبيات هم آمده است نو ع انسان را « بشرخاكي» – و نه آبي- ميخوانند. خاك درماني را به طورعمده ميتوان با دو رويكرد كل گرا و جزءگرا مورد بررسي قرار داد. در ديدگاه كل گرا تمام خواص فيزيكي و عيني خاك ميتوانند تأثير درماني داشته باشند به اين معنا كه لمس خاك، بوي خاك مرطوب، تماشاي خاك، رنگ خاك و حتي فكر خاك ميتوانند اثرات قابل توجهي بر جسم، روح و روان انسان داشته باشند كه به جاي خود ميتوان از آنها در راستاي درمان بهره گرفت. در ديدگاه جزءگرا بيشتر خواص شيميائي و بيوشيميائي خاك مد نظر قرار دارند. امروزه به همان نسبت كه به تبليغ تجاري مصرف آبهاي معدني افزوده ميشود به توجه مردم به درصد و تنوع و غلظتهاي مختلف املاح موجود در آبهاي آشاميدني و حتي غير قابل شرب افزوده ميشود. امروزه شربتهاي تقويتي موجود حاوي مقادير قابل توجهي از املاح و عناصر معدني مفيد و ضروري براي بدن هستند در حاليكه تا سی سال پيش تنها شربت هاي تقويتي موجود همانا شربتهاي مولتي ويتامين خالص و عاري از املاح بودند. حتي امروزه قرص و كپسولهايي توليد ميشود كه فقط حاوي يك يا چندين عنصر معدني هستند و در درمان برخي بيماريها نقش اساسي را ايفاء مينمايند. از طرفي ديگر ازدياد يا پربود برخي از املاح و عناصر خاص در آب و خاك مناطق مختلف و تجمع آنها در بدن جانداران خود عامل و زمينهساز بسياري از اختلالات و بيماريهاي صعبالعلاج محسوب ميگردد. نكته مهم در اين امر هم اين است كه انسان به عنوان موجودي همه چيزخوار آخرين حلقة زنجيرة غذائي كره خاكي است و سلامت بدن او به طور نهائي درگرو کیفیت و سلامت خاكي است كه نباتات مصرفي خود و دام و طيور خويش را در آن كشت و زرع ميكند. در گذشتههائي نه چندان دور رسم بسيار محكم و جالبي بخصوص بين ايرانيان و مردم مشرق زمين رواج داشت كه طي آن اگر افرادي از يك روستا به دلائلي به جائي دور دست مهاجرت مينمودند، در دورهها و فصول مختلف سال افرادي كه براي ديد و بازديد آنان از روستا به قصد آن ديار دور سفر ميكردند با خود مقداري از آب و ديگر محصولات روستا- مثل حبوبات، غلات، لبنيات، گوشت، ميوه و سبزيجات تازه یا خشک- را با خود به عنوان سوغات همراه ميبردند و چه بسا كه جرعهاي از آن آب چشمه يا لقمهاي از آن نان ولايت درمان بيماري سختي – که گاهی آن را درد غربت می نامیدند - ميگشت كه پزشكان زبده آن ديار از درمان آن عاجز مانده بودند. اين نوع معجزه آنچنانكه امروزه ثابت گرديده چيزي جزء «خاك درماني» نبوده و نيست اما دريغ كه اين رسم ديرين و اين روش درماني مؤثر به فراموشي سپرده شده است. متعاقب اين رسم رو به فراموشي سنت حسنة ديگري هم وجود داشت و آن بازگشت دورهاي افراد دور از ولايت به موطن اصلي خويش براي مدت زماني به نسبت طولاني بود. در اين شرايط علاوه بر آنكه بدن فرد فرصت مي يافت كه توازن و نسبت اصلي و اصولي املاح خويش را- منطبق بر استانداردهای خاک زادگاه فرد- دوباره برقرار نمايد، چشم و جسم و مشام وي نيز اين مهلت را مييافت كه روح و روان را با وصلههائي از رنگ و بو و روي خاك وطن ترميم و ترفيع نمايد. تأكيد اديبان و شعراي صاحبنام ما بر سرمه كردن توتيايي خاك كوي دلدار و شفاي قلب بيمار و و تن تبدار مهر تأكيدي بر اين اصل است.
فریب مشابهت روز و شب ها را نخوریم امروز، دیروز نیست و فردا امروز نمی شود …